جمعه 24 مهر 1405 - Fri 16 Oct 2026
  • نوبت بندی ثبت نام افزایش اعتبار کالابرگ

  • از گم کردن مسیر عملیات تا شکار جنگنده بعثی

  • قیمت گوشت قرمز امروز چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵

  • خیابان‌های استانبول رودخانه شد! / فیلم

  • شهادت افسانه عقیلا مهرستان در پی حمله تروریستی

  • سخنگوی سپاه: به سلاح‌های پیشرفته‌تر دست یافته‌ایم

  • طلسم عجیب ستاره سابق پرسپولیس بالاخره شکست

  • کشتی کانتینر بر متخلف با ۲۵۰۰ کانتینر در جنوب تنگه هرمز غرق شد

  • حمله موشکی و پهپادی ارتش یمن به آرامکو و فرودگاه ریاض

  • شهادت مامور پلیس مهرستان در حملۀ تروریست‌ های مسلح+ عکس

  • پایش متغیرها و الزامات ثبات پایدار ارز

  • مرزبندی با خشونت | عادی سازی ترور ممنوع+ عکس

  • تهدید ایران همچنان خاورمیانه را درگیر خود کرده است — راه شکستن این چرخه اینجاست

  • امارات و سودای تجزیه ایران

  • قیمت دلار امروز چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵

  • حمله بی‌امان شاخ‌چنگی مادر به کفتار / فیلم

  • جزئیات دیدار فرمانده کل سپاه و وزیر پیشنهادی دفاع

  • حمله به لنج صیادی در آب‌های سیریک + فیلم

  • سفر کوتاه کربلا به برنامه آخر هفته اضافه شد

  • شایعه اجرای شلاق کارکنان پتروپارس در هویزه کذب است

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 159768
    تاریخ انتشار: 20/آبان/1398 - 16:22
    در حاشیه حرکت غرورآفرین ملی پوشان ساحلی؛

    درس قهرمانان فوتبال ساحلی به دولت روحانی چه بود؟/ همه تفاوت در چهار حرف است

    گاهی اوقات با پای برهنه و جنگ در باتلاق ماسه‌های کنار ساحل، می توان در یک شب کاری کرد که دنیا سر تعظیم در برابر قدرت ایرانی فرود آورد

    درس قهرمانان فوتبال ساحلی به دولت روحانی چه بود؟/ همه تفاوت در چهار حرف است

    تفاوت فوتبالیست های ساحلی  با سیاسیون فقط در این چهار حرف خلاصه می شود!
     
    تیم ملی فوتبال ساحلی ایران با شکست تیم اسپانیا، قهرمان جام بین قاره ای شد.  آنها در سال های اخیر آن قدر توقع مان را بالا برده اند که در هر جامی به کمتر از قرار گرفتن بر روی سکو راضی نمی شویم. این پیروزی از زوایای مختلف قابل بررسی و تحلیل است اما فارغ از بحث فنی، چند نکته وجود دارد که اتفاقاً می تواند سرلوحه کار برخی سیاسیون باشد:
     
    در شش سال گذشته دولت برای حل مشکلات کشور، به جای تکیه بر توان داخلی، تخم مرغ های خود را در سبد برجام و FATF گذاشته است، به همین دلیل نه راه پس دارد و نه راه پیش. اگر همین نگاه به بیرون در فوتبالیست های ساحلی ایران وجود داشت، شاید آنها باید بعد از رفتن مربی برزیلی خود، در خانه نشسته و از پای گیرنده های تلویزیون، بازی های  بین قاره ای و جام جهانی را تماشا می کردند. اما  با تکیه بر توان مربیان داخلی و استفاده صحیح از استعدادهای ناب ایرانی، خط بطلانی بر دیدگاه غلط «ما نمی توانیم» کشیده شد. هرچند قبلاً نیز بارها در سایر رشته های ورزشی شاهد این گونه اتفاقات بوده ایم.

    برای فوتبالیست های ساحلی فرقی ندارد که قهرمان اروپا در مقابل آنان است یا قهرمان جهان و یا هر تیم دیگر. برای عکس یادگاری گرفتن و وقت تلف کنی هم نمی روند. نه تنها از جان خود مایه می گذارند تا یک توپ هم از خط دروازه ایران عبور نکند که برای زدن گل پیروزی، از زمین و هوا دروازه رقیب را به رگبار می بندند. در بازی فینال با اسپانیا، نه از نام کشور باشگاه بارسلونا و رئال ترسیدند و نه از نام ستاره های شاغل در لالیگا، بلکه فقط انگشتان پا و ساق های خود را گرم کرده بودند که طاق دروازه اسپانیا را فرو ریزند.

    اما برای عده ای حتی خنده کردن، نشست و برخاست با دولتمردان آمریکا یک  دستاورد بزرگ قلمداد می شود. راه رفتن و یا دست دادن وزیر خارجه کشورمان با وزیر خارجه آمریکا، تماس تلفنی اوباما با روحانی نیز از سوی عده ای در داخل، پیروزی نام می گیرد.
     
    در یکی از گل های فینال، شوت سرکش دروازه بان ایران به کنج دروازه اسپانیا زبانه کشید. گل زیبای دیگری نیز با پرتاب مستقیم توپ از سوی دروازه بان کشورمان و ضربه آکروباتیک بازیکن تیم ملی، زده شد. یعنی آنقدر هوشمندانه عمل کردند که با کمترین زمان ممکن دو بار توپ به تور دروازه حریف چسبید و همه مات و مبهوت ماندند. در اداره کشور نیز گاهی اوقات، نیاز نیست برای حل مشکلات به این در و آن در بزنیم، فقط کافی است امکانات و فرصت ها، به دور از سیاست بازی و مستقیماً در اختیار جوانان نخبه قرار گیرد تا ببینیم چقدر زود این توپ روی پای آنها جفت می شود. دفاع مقدس، پیشرفت های موشکی و هسته ای، هر یک به تنهایی گواهی بر این مطلب اند.

    گاهی اوقات با پای برهنه و جنگ در باتلاق ماسه‌های کنار ساحل، می توان در یک شب کاری کرد که دنیا سر تعظیم در برابر قدرت ایرانی فرود آورد، اما ممکن است شش سال لباس اتوکشیده، کفش نو و یقه دیپلمات بر تن کرده و به مردم خرمن‌ها وعده دهی ولی نتوانی حق یک ملت را از دهان دشمن بستانی تا به تعهدات خود عمل کند. هر چند که قیاس مسابقه ورزشی با میدان سیاست از جهاتی قیاسی مع الفارق باشد، اما معروف است که در مثال مناقشه نیست.

    مخلص کلام اینکه همه سخن در کلمه «باور» یعنی چهار حرف است و بس! تفاوت در این است که یکی با زبان دهان خود می گوید «ما می توانیم» اما دیگری با زبان دست و پای خود «ما می توانیم» را بلند فریاد می زند و برای شرق و غرب کره زمین خط و نشان می کشد. یکی «ما می توانیم» در تمام سلول ها و رگ هایش جاری است و دیگری در سخنان خود می گوید: «ما می توانیم» اما در عمل می گوید: «بدون تکیه به خارج هرگز نمی توانیم!»

    منبع : جهان نیوز

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما